<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	version="2.0">
<channel>
	<title>زمانی برای سو</title>
	<link>https://sutime.blogix.ir</link>
	<atom:link href="https://sutime.blogix.ir/rss.xml" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<description></description>
	<language>fa</language>
	<ttl>60</ttl>
	<generator>https://blogix.ir</generator>
	<lastBuildDate>Sun, 20 Sep 2026 18:11:59 +0330</lastBuildDate>
	<item>
		<title>پیشنهاد</title>
		<link>https://sutime.blogix.ir/post/7</link>
		<guid isPermaLink="true">https://sutime.blogix.ir/post/7</guid>
		<pubDate>Sun, 20 Sep 2026 18:11:59 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[ 
اگر شما هم ساعت کاری طولانی دارید و فرصت تعویض لباس ندارید، یا توی محیط شرجی کار می‌کنید، به قیمت دئودورانت و میست مدیکیوب نگاه نکنید؛ بخرید و لذتشو ببرید! 😂. همیشه یه همچین چیزی توی زندگیم کم بود 🥲. امیدوارم تولیدش و وارداتش محدود نشه.
اگه یه زمانی با آدم سمی بودید، صبر کنید...یه جایی توی زندگی ی...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p> </p><p>اگر شما هم ساعت کاری طولانی دارید و فرصت تعویض لباس ندارید، یا توی محیط شرجی کار می‌کنید، به قیمت دئودورانت و میست مدیکیوب نگاه نکنید؛ بخرید و لذتشو ببرید! 😂. همیشه یه همچین چیزی توی زندگیم کم بود 🥲. امیدوارم تولیدش و وارداتش محدود نشه.</p><p>اگه یه زمانی با آدم سمی بودید، صبر کنید...یه جایی توی زندگی یه گرین‌فلگ میاد که شاید اولش باورتون نشه. می‌بینی بله، آدمی وجود داره که دقیقا همون چیزیه که همیشه می‌خواستی؛ فقط شاید توی جغرافیای دیگه‌ای بوده. فقط اون موقع باید ذهنتو ریست کنی تا بتونی از رابطه سالم لذت ببری.</p><p>همیشه ۵ تا ۱۰ درصد درآمد خالصتون رو، حتی اگر کمه، یه جای خوب و برای یه کار خوب خرج کنید یا ببخشید.<br>کاری به بازگشتش ندارم؛ حال خودتون بهتر می‌شه.کارتتون هم قرار نیست خالی بمونه. ❤️</p><p>اون کاری که همیشه می‌گی «بذار فلان شرایط فراهم بشه، بعد شروع می‌کنم» رو شروع کن.شرایط ایده‌آل شاید هیچ‌وقت نرسه.نذار ایده‌آل‌هات تو رو عقب بندازن.</p><p>صندوق اضطراری داشته باش.یه پولی که قرار نیست بهش دست بزنی، مگر وقتی واقعا اضطراریه. استرس مالی می‌تونه آدمو از پا بندازه. امیدوارم آخرش این پول رو برای سفر و خوشگذرونی خرج کنی، نه برای روز مبادا. ✨</p><p>سالی یه بار دندون‌پزشکی برو و دندون‌هات رو چکاپ کن.<br>نذار یه مشکل کوچیک به جایی برسه که هم درد داشته باشه، هم هزینه‌ی چند برابر.</p><p>اون وسیله‌ای که واقعت لازم داری و هر بار می‌گی «بعدا می‌خرم» رو، اگر توان مالی‌شو داری، بخر. بعضی چیزها رو هرچی عقب بندازی، قیمتش دیگه با پولی که کنار گذاشتی برابری نمی‌کنه.</p><p>برای خودت وقت بذار. فقط برای کار، خانواده، مسئولیت و «بایدها» زندگی نکن. یه بخشی از پول و وقتت باید صرف چیزهایی بشه که صرفا حالت رو خوب می‌کنن.</p><p>آدم‌هایی که دوستشون داری رو به «بعدا» موکول نکن.<br>یه تماس، یه قرار، یه سفر کوتاه، یه شام ساده...خیلی از چیزهایی که فکر می‌کنیم همیشه فرصت انجام دادنشون هست، واقعا همیشه فرصت ندارن.</p><p>و شاید مهم‌تر از همه:</p><p>خودت رو برای دیر شروع کردن سرزنش نکن.قرار نیست چون زودتر شروع نکردی، دیگه شروع نکنی.از هر جایی که هستی، همون‌جا نقطه‌ی شروعته. </p><p>چندتا هم تو برام بنویس</p><p> </p>]]></content:encoded>
		<comments>https://sutime.blogix.ir/post/7/comment</comments>
		<dc:creator>سو</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>برای توکا</title>
		<link>https://sutime.blogix.ir/post/6</link>
		<guid isPermaLink="true">https://sutime.blogix.ir/post/6</guid>
		<pubDate>Sun, 20 Sep 2026 15:25:08 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[این کیک امروز بود . ]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>این کیک امروز بود . </p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:1053/1280;" src="https://dl.blogix.ir/20260920152221772882.webp" width="1053" height="1280"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://sutime.blogix.ir/post/6/comment</comments>
		<dc:creator>سو</dc:creator>
		<slash:comments>4</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>هزینه های غیرمعمول یک زندگی معمولی</title>
		<link>https://sutime.blogix.ir/post/5</link>
		<guid isPermaLink="true">https://sutime.blogix.ir/post/5</guid>
		<pubDate>Sun, 20 Sep 2026 14:38:59 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[امروز صبح با خواهرم راه افتادیم رفتیم کیک مشتری‌شو تحویل دادیم 🎂. بعدشم گفتیم حالا که بیرونیم، یه کوچولو کوچه‌گردی کنیم دیگه 😂.
منم در همین حین، کاملا بی‌هدف و کاملا ضروری 😌
دو تا کلیپس کوچولو خریدم و یه جفت جوراب (۳۸۰ تومان)...وای باز جوراب! 😂 نمی‌دونم چرا هر بار می‌رم بیرون، آخرش جوراب می‌خرم 😭.
ی...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>امروز صبح با خواهرم راه افتادیم رفتیم کیک مشتری‌شو تحویل دادیم 🎂. بعدشم گفتیم حالا که بیرونیم، یه کوچولو کوچه‌گردی کنیم دیگه 😂.</p><p>منم در همین حین، کاملا بی‌هدف و کاملا ضروری 😌<br>دو تا کلیپس کوچولو خریدم و یه جفت جوراب (۳۸۰ تومان)...وای باز جوراب! 😂 نمی‌دونم چرا هر بار می‌رم بیرون، آخرش جوراب می‌خرم 😭.</p><p>یه تیکه پارچه هم برای بابا خریدم(۷۰۰ تومان) که خواهرم براش شلوار خونه‌ای بدوزه. تولدش هم نزدیکه، گفتم حداقل این یکی خرید کاربردیه 😁❤️.</p><p>وسایل خمسم رو هم خریدیم(۳۴۰ تومان). اینم عکسش</p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:1145/1280;" src="https://dl.blogix.ir/20260920143336766954.webp" width="1145" height="1280"></figure><p><br>بعد رسیدیم به قسمت دردناک ماجرا...</p><p>یه کتاب برای کارم خریدم: <strong>۲۳۰۰</strong> 😭😭 یعنی واقعاً به کجا داریم می‌ریم؟! کتاب شده ۲۳۰۰، من هنوز سر خرید جوراب درگیرم 😂. خلاصه اینم یک روز معمولی از زندگی ما، با هزینه‌های غیرمعمولی! 🥲</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://sutime.blogix.ir/post/5/comment</comments>
		<dc:creator>سو</dc:creator>
		<slash:comments>12</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>شب</title>
		<link>https://sutime.blogix.ir/post/4</link>
		<guid isPermaLink="true">https://sutime.blogix.ir/post/4</guid>
		<pubDate>Sat, 19 Sep 2026 22:41:14 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[ 
پیام دادم به دوستم، گفتم چه خبر؟ گفت کنسرتم. اولین باره رفته یه جایی، اونم کنسرت، و بهم نگفته 😅 منم گفتم خوش بگذره.
الان دارم چای بهارنارنج می‌خورم، می‌خوام برم اتاقمو یه گوشه‌ش رو جمع‌وجور کنم.
می‌دونی چرا برگشتم؟ چون مزاحم‌های بلاگ‌اسکای رو نمی‌شد بن کرد. ولی هنوز برای نوشتن مرددم... یه بخشی از...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p> </p><p>پیام دادم به دوستم، گفتم چه خبر؟ گفت کنسرتم. اولین باره رفته یه جایی، اونم کنسرت، و بهم نگفته 😅 منم گفتم خوش بگذره.</p><p>الان دارم چای بهارنارنج می‌خورم، می‌خوام برم اتاقمو یه گوشه‌ش رو جمع‌وجور کنم.</p><p>می‌دونی چرا برگشتم؟ چون مزاحم‌های بلاگ‌اسکای رو نمی‌شد بن کرد. ولی هنوز برای نوشتن مرددم... یه بخشی از دلم می‌خواد دوباره بنویسم، یه بخشی هم نه میگه ترک کن این عادت رو. فعلا بریم‌ جلو ببینیم‌چی میشه.</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://sutime.blogix.ir/post/4/comment</comments>
		<dc:creator>سو</dc:creator>
		<slash:comments>2</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>روز تمیزی</title>
		<link>https://sutime.blogix.ir/post/3</link>
		<guid isPermaLink="true">https://sutime.blogix.ir/post/3</guid>
		<pubDate>Sat, 19 Sep 2026 13:24:12 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[بعد تمیز کردن اتاق که هنوز جای کار داره؛ فعلا فقط کمدها و کتابخونه تمیز شدن.
امروز صبح رو هم به خودم اختصاص دادم و الان بوی وانیل می‌دم. 🫠🤍
بعدازظهرم طبق روال کلاس دارم. غروب هم بعد از آخرین کلاس می‌رم آمپولم رو بزنم و بعدش یه دوری توی شهر بزنم، هم هوا بخورم، هم شهر رو دید بزنم و یه کم از فضای همیشگ...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بعد تمیز کردن اتاق که هنوز جای کار داره؛ فعلا فقط کمدها و کتابخونه تمیز شدن.<br>امروز صبح رو هم به خودم اختصاص دادم و الان بوی وانیل می‌دم. 🫠🤍<br>بعدازظهرم طبق روال کلاس دارم. غروب هم بعد از آخرین کلاس می‌رم آمپولم رو بزنم و بعدش یه دوری توی شهر بزنم، هم هوا بخورم، هم شهر رو دید بزنم و یه کم از فضای همیشگی فاصله بگیرم.<br>خلاصه که امروز هم بین کار و کلاس و رسیدگی به خودم در رفت‌وآمدم؛ یه روز معمولی، ولی  با بوی گل و وانیل...</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://sutime.blogix.ir/post/3/comment</comments>
		<dc:creator>سو</dc:creator>
		<slash:comments>4</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>برنامه</title>
		<link>https://sutime.blogix.ir/post/2</link>
		<guid isPermaLink="true">https://sutime.blogix.ir/post/2</guid>
		<pubDate>Fri, 18 Sep 2026 18:13:36 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[بالاخره برنامه‌ پایه‌ها رو مرتب کردم.  اتاقم واقعا بمب ترکیده، ولی با توجه به بدنم و سفارشی که دکتر برای استراحت کرده، تصمیم گرفتم آروم‌آروم و بدون فشار، هر بار یه گوشه رو جمع‌وجور کنم.
اول از کمد لباس‌های خونگی شروع کردم. یه سری تیشرت‌هایی که زیر مانتو فرم می‌پوشیدم رو دیدم که کل تابستون حتی یک بار...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بالاخره برنامه‌ پایه‌ها رو مرتب کردم.  اتاقم واقعا بمب ترکیده، ولی با توجه به بدنم و سفارشی که دکتر برای استراحت کرده، تصمیم گرفتم آروم‌آروم و بدون فشار، هر بار یه گوشه رو جمع‌وجور کنم.</p><p>اول از کمد لباس‌های خونگی شروع کردم. یه سری تیشرت‌هایی که زیر مانتو فرم می‌پوشیدم رو دیدم که کل تابستون حتی یک بار هم استفاده نکردم؛ پس گذاشتمشون کنار که برن. </p><p>یه قانون برای خودم دارم: <strong>چیزی که مدت زیادی استفاده نکنی، احتمالاً بعدا هم استفاده نمی‌کنی.</strong> پس چرا باید الکی جا بگیره؟</p><p>بعدش می‌رم سراغ روسری‌ها و لباس‌های زیر، بعد میز تحریرم و کم‌کم بقیه قسمت‌ها.</p><p>فعلا هدفم این نیست که یک‌دفعه کل اتاق رو زیر و رو کنم؛ فقط می‌خوام آروم و پیوسته پیش برم، بدون اینکه به بدنم فشار بیاد. یه گوشه، یه مرحله، همین. </p><p> </p><p>+ داشتم جوراب هامو مرتب می کردم بابا کپ کرد که چقدر جوراب دارم🤣</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://sutime.blogix.ir/post/2/comment</comments>
		<dc:creator>سو</dc:creator>
		<slash:comments>4</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>سوراخی دیگر</title>
		<link>https://sutime.blogix.ir/post/1</link>
		<guid isPermaLink="true">https://sutime.blogix.ir/post/1</guid>
		<pubDate>Fri, 18 Sep 2026 14:30:28 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[میست و مام مدیکیوب گرفتم، فقط یه لحظه درشو باز کردم، اتاقم رو بوش برداشت.
بلاخره یه سوراخ جدید برای خالی کردن حساب پیدا شد... ولی خب، به حس خوبش می‌ارزه، پول باید خرج خوشبویی و آرامش روان بشه دیگه.
خواهرمم برای تولدم ادکلن گرفته، ولی هنوز نرسیده. بیاد ببینم چه بویی داره، شاید اونم یه سوراخ مالی جدید...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-size:medium;">میست و مام مدیکیوب گرفتم، فقط یه لحظه درشو باز کردم، اتاقم رو بوش برداشت.</span></p><p><span style="font-size:medium;">بلاخره یه سوراخ جدید برای خالی کردن حساب پیدا شد... ولی خب، به حس خوبش می‌ارزه، پول باید خرج خوشبویی و آرامش روان بشه دیگه.</span></p><p style="text-align:justify;"><span style="font-size:medium;">خواهرمم برای تولدم ادکلن گرفته، ولی هنوز نرسیده. بیاد ببینم چه بویی داره، شاید اونم یه سوراخ مالی جدید باز کرد برام.</span></p><p><span style="font-size:medium;">دیروزم یه کم حالم بد بود، وسط تمیزکاری اتاقم رو ول کردم به امون خدا .</span></p><p> </p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:1030/1280;" src="https://dl.blogix.ir/20260918140611720106.webp" width="1030" height="1280"></figure><p><span style="font-size:medium;">برم ببینم امروز می‌تونم جمعش کنم یا بازم قراره وسایل اتاقم به زندگی مستقل خودشون ادامه بدن</span><span style="font-size:small;">.</span></p><p><span style="font-size:small;"><br></span> </p><p><br> </p>]]></content:encoded>
		<comments>https://sutime.blogix.ir/post/1/comment</comments>
		<dc:creator>سو</dc:creator>
		<slash:comments>2</slash:comments>
	</item>
</channel>
</rss>