روز تمیزی

بعد تمیز کردن اتاق که هنوز جای کار داره؛ فعلا فقط کمدها و کتابخونه تمیز شدن.
امروز صبح رو هم به خودم اختصاص دادم و الان بوی وانیل می‌دم. 🫠🤍
بعدازظهرم طبق روال کلاس دارم. غروب هم بعد از آخرین کلاس می‌رم آمپولم رو بزنم و بعدش یه دوری توی شهر بزنم، هم هوا بخورم، هم شهر رو دید بزنم و یه کم از فضای همیشگی فاصله بگیرم.
خلاصه که امروز هم بین کار و کلاس و رسیدگی به خودم در رفت‌وآمدم؛ یه روز معمولی، ولی  با بوی گل و وانیل...

برنامه

بالاخره برنامه‌ پایه‌ها رو مرتب کردم.  اتاقم واقعا بمب ترکیده، ولی با توجه به بدنم و سفارشی که دکتر برای استراحت کرده، تصمیم گرفتم آروم‌آروم و بدون فشار، هر بار یه گوشه رو جمع‌وجور کنم.

اول از کمد لباس‌های خونگی شروع کردم. یه سری تیشرت‌هایی که زیر مانتو فرم می‌پوشیدم رو دیدم که کل تابستون حتی یک بار هم استفاده نکردم؛ پس گذاشتمشون کنار که برن. 

یه قانون برای خودم دارم: چیزی که مدت زیادی استفاده نکنی، احتمالاً بعدا هم استفاده نمی‌کنی. پس چرا باید الکی جا بگیره؟

بعدش می‌رم سراغ روسری‌ها و لباس‌های زیر، بعد میز تحریرم و کم‌کم بقیه قسمت‌ها.

فعلا هدفم این نیست که یک‌دفعه کل اتاق رو زیر و رو کنم؛ فقط می‌خوام آروم و پیوسته پیش برم، بدون اینکه به بدنم فشار بیاد. یه گوشه، یه مرحله، همین. 

 

+ داشتم جوراب هامو مرتب می کردم بابا کپ کرد که چقدر جوراب دارم🤣